خرید بک لینک

بعد میای از در منطق با خودت حرف بزنی بگی خب چته همه چیکار میکنن بتمرگ تو اتاقت ببین چی میشه دیگه! یهو دیدی کرونا گذاشت رفت گفت اینم عیدیتون برید خوش باشید! رفتیم بیرون همه برگشتن همه خندیدن همه اومدن ترمینال دنبال همه ی اونایی که رفته بودن همه اون یکی همه رو بغل کرده بودن خلاصه همه با همه مشغول بودن اون وقته که میبینمت وقتی داری چمدون بنفشتو میکشی رو زمین گوشیت اونیکی دستته کوله مشکی رو دوشت سنگینه چشمات داره دنبال من میگرده ولی منو پیدا نمیکنه همه ی اون همه ها تو اشک چشمام غرق شدن و فقط میتونم تورو ببینم!

وقتی میام سمتت هیچ کودوم اون همهها حسی که تجربه میکنم رو درک نمیکنن مطمئنم مطمئنم همشون از دوری و دلتنگی فقط یه چیزی شنیدن الان که اینو مینویسم دو ساعت مونده به اینکه آخرین روز نود و هشت تموم بشه و با هیچ کلمه ای نمیتونم برات تعریف کنم که چقدر دلتنگتم!

زود برگرد♥️

برچسب: نویسنده: محمد بختیاری تاريخ: پنجشنبه 28 فروردين 1399 ساعت: 15:58

صفحه بندی