چشم جادوی تو خود عین سواد سحر است
لیکن این هست که این ادیشن سقیم افتادست
در خم زلف تو آن خال سیه دانی چیست
نقطه دوده که در حلقه جیم افتادست
پ ن: شاعر سیاهی (سواد)سحر را که بگونه ای مواج بین سیاهی و نیلگونی و دیگر رنگهاست وجه تشابه رنگ جادویی چشم معشوق قرار داده اما در مصرع دوم باین تشبیه راضی نشده و این نسخه جدید را سقیم دانسته است. سقیم از سُقم مشتق میشود و سقم نقطهُ مقابل صحت است. در این مصرع "این" که اشارهُ به نزدیک است، به "سواد سحر" بر میگردد. بنابراین عدم صحت و سقیم بودن مربوط به سیاهی سحر است که نمیتواند آنچنانکه باید و شاید زیبایی و جادوی چشم یار را تداعی نماید.
بیت سوم معجونی از زیبایی و لطافت بیان است که خم زلف یار را به گردی حرف "ج" و خال یار را که در وسط این خم زلف قرار گرفته، به نقطهُ جیم تشبیه کرده است.
برچسب:
نویسنده: محمد بختیاری