خرید بک لینک

زندگی همینه دیگه

الان و نبین درگیر بد قلقیاشیم

نوبت بهار ماعم میرسه.

الان پاشو برو اون کاموا زرشکیه رو بپوش فال حافظو بیار ببینیم حضرت حافظ چی میخواد برامون.

یه نگا به اون هیزمای توی شومینه بنداز ببین چجوری میسوزه و گرممون میکنه. بوی نم و چوبو میشنوی؟ حالا اون دیوان حافظو باز کن بگو چپ یا راست بده من بخونمش واست

میفرماد که: ماه اگر بی تو براید به دو نیمش بزنند/دولت احمدی و معجزه سبحانی

مکث میکنم و به لبخندت زل میزنم

به دستات که گره خوردن بهم به صدای سوختن چوب به هوای خنکی میاد و با گرما قاطی میشه به نور خونمون که با نور آتیش تاریک روشن میشه

بعدش ادامه میدم که: جلوه ی بخت تو دل میبرد از شاه و گدا/چشم بد دور که هم جانی و هم جانانی

بغلت میکنم و چشمامو میبندم

این دومین شب یلدای من بود.

دوست دارم❤️

برچسب: نویسنده: محمد بختیاری تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 7:14

صفحه بندی